اول عشق بعد سکس

منتشرشده: ژوئن 25, 2011 در Uncategorized

سلام دوستان میدونم بعضی ازآقایون کس شعر نوشتن برای شما ولی من داستان خودم رو که صد در صد واقعیه براتون مینویسم.

من محمد(اسم مستعار)هستم وتقریبا دو ساله که یه دختری رو به اسم سمیرا دوست دارم و به خودشم گفتم واونم به من علاقه مند شده!من اوایل فقط با اون اس ام اس بازی میکردم وگاهی هم ابراز علاقه!اونم بعداز یه سال دوست دارم گفتن وابراز علاقه کردن عشقمو باور کرد.ما عاشق هم شده بودیم.بعد از یه سال ما خیلی باهم راحت شدیم وهر حرفی داشتیم باهم میزدیم مثل:پریود-جلق و…!من تااون موقع سکس نداشتم وخیلی دوست داشتم تجربه کنم و بیشتر اوقات ازش خواهش میکرد که باهم راحت ترباشیم و…!بالاخره یه روز اینقد که خواهش کردم قبول کرد و گفت هروقت شد میتونی باهام راحت باشی واگه خواستی باسینه هام وکسم یکم بازی کنی.ولی خونه مااصلا خالی نمیشد بخاطر همین از سمیرا جونم خواهش کردم که اگه خونشون خالی بشه من برم پیش اون.اونم قبول کرد وگفت هروقت شد زنگ میزنم که بیای عزیزم.
یه روز که توخونه نشسته بودم زنگ زد وگفت بیا خونه ما.کسی خونه نیست دوس دارم ببینمت.(البته میخواست منم به آرزوم برسونه ولی خجالت میکشید بگه)خونشون رو میشناختم آخه قبلا یه بار رسونده بودمش.رفتم خونشون درو باز کرد یه شال سفید هم سرش بود وتاپ وشلوارک پوشیده بود(چون خودم پشت گوشی اصرار کرده بودم که بپوشه ودوس دارم اونجوری ببینمش اونم قبول کرد وپوشید)رفتم توخونشون.منو برد تو اتاقش.کنارش نشستم اول یکم حرف زدیم هردوتامون یکم خجالت میکشیدیم ولی بعد از چند دیقه رومون به هم باز شد و بعد من ازش خواهش کردم که لب بگیریم(چون خیلی دوس داشتم ببینم چجوریه وچه حالی داره )اونم قبول کرد و گفت تو شرو کن.صورتمو بردم جلو ولبمو گذاشتم رولبش ومکیدم.وآآآآآآآآآیییییییی چه حالی داد خیلی شیرین بود اولین بارم بود که لب میگرفتم.گاه گاهی لبشو میکشید( یکم وحشی بازی درمیاوردم).یکم که لب گرفتیم گفتم هنوزم پای حرفات هستی؟(منظورم بازی باسینه وکسش بود)گفت آره ولی یکم خجالت میکشم.گفتم خجالت نداره که؟ما عاشق هم هستیم واگه خدا بخواد بعدا باهم ازدواج میکنیم.وقراره بعدا زنم بشی!دوباره لبمو گذاشتم رو لبش!وقتی داشتم لب میگرفتم آروم دستمو اززیر تی شرتش بردم رو سینه هاش.(عین این داستان های تخیلی که اینجا خونده بودم)یواش گفت واییییی.گفتم چی شده؟گفت دستت خیلی سرده داغون شدم(چون باراولم بود یکم استرس داشتم ودستم داشت یخ میزد.)بااون دستم وکمک خودش تی شرتشو درآوردم.سوتینشو خودش درآورد وااااااااای باورتون نمیشه دوتا سینه خوشگل بزرگ وسفید مثل برف بودن ونوکشونم صورتی سینه های واقعا خوشگلی داشت تاحالا همچین چیزی ندیده بودم(اصلا سینه ندیده بودم).رفتم توحس.خوابوندمش گفتم اجازه هست.گفت آره چون بهت قول دادم.نوک سینه چپشو گذاشتم تو دهنم وشروع کردم به خوردن خیلی خوشمزه بود.گاهی میگفت داغونم کردی. بالاخره گفتم مگه چی شده؟اذیت میشی؟گفت:نه خیلی هوسی میشم.گاهیم سرمو محکم فشار میداد رو سینه هاش!بعدگفت اون یکی روبخور این بسه(یکم خجالت میکشید وباخجالت گفت!)گفتم:چشم وشروع کردم سینه راستشو خوردن.عین فیلما دستمو آروم بردم پایین خواستم به کسش دست بزنم که یهو بادستش دستمو گرفت وگفت نمیخواد دیگه تورو خدا بیخیال شو.کلی خواهش کردم وقبول کرد.یکم از روشرت کسشو مالیدم خیس خیس بود.گفتم:اجازه هست؟گفت:آره! آروم شورتشو ازپاش درآوردم وایییییی!!!تاحالا ازنزدیک کس ندیده بودم خیلی خوشگل وتوپول وسفید بود ویه چاک بزرگ بایه سوراخ کوچیک پائین تر که اصلا معلوم هم نمیشد داشت.آروم کسشو نازکردم وای که چه حالی میداد.هی بادستم بازی میکردم اینقد که هل شده بودم یادم رفت براش بخورم!بعداز چند دقیقه بلندشد وشورتشو پوشید یه دفه گفت حالا نوبت توئه.گفتم چی؟گفت میخوام اونجاتو ببینم.مثلا میخواست تلافی کنه(آخه وقتی همیشه من یکاری براش میکردم اونم برا من میکرد)گفتم نمیخواد بابا میترسی(آخه خیلی ترسوئه هرچند زیاد بزرگ هم نبود) گفت:اشکال نداره!منم قبول کردم وکیرمو درآوردم!یه لحظه ترسید. یکم باکیرم بازی کرد گفتم آخ چقدحال میده.(یه جوری گفتم که دلش برام سوخت).ازش خواهش کردم که ازکون بکنمش(چون پرده داشت!)گفت میترسم شنیدم خیلی درد داره!با کلی اصرار قبول کرد وگفت باشه ولی اگه درد داشت نکن.منم قبول کردم وشورتشو درآوردم و دولا شد.آخ عجب کونی داشت. کیرمو گذاشتم جلوسوراخ کونش وهل دادم(اینفدعجله داشتم که کرم و…یادم رفت بزنم) سوراخ کونش خیلی خیلی تنگ بود!کیرم نرفت تو!گفت:آخ خیلی درد گرفت نمیخواد بکنی وبلند شد!کلی خواهش کردم ولی قبول نکرد ولی دلش برام سوخت وگفت:اگه بخوای میتونی کیرتو رو کسم بمالی!منم تشکرکردم وروش خوابیدم.یکم کیرمو روکسش مالیدم.گفتم سوراخش کجاست؟(نمیدونستم!)بادستش کیرمو برد جلو سوراخش گذاشت.اینقد نرم بود کیرم یکم رفت تو(سرشم کامل نرفت)خیلی هوسی شده بودم ونمیدونستم چی دارم میگم!ازش خواهش کردم که بکنمش وبیخیال پرده بشه!گفت:محمد ما مال همیم دیگه؟فقط منو دوس داری دیگه؟بعد از سکس ترکم نکنی؟من طاقتشو ندارم بدون تو میمیرم واسه همین هرکاری بگی میکنم حتی سکس چون واقعا عشقمی!گفتم:آره عزیزم تو عشقمی چطور میتونم ترکت کنم؟سکس فقط جزیی از عشقمونه! اگر نمیخوای نمیکنم عزیزم!گفت:نه اشکال نداره وقبول کرد.(آخه خیلی دوسم داشت وخیلی وقت بود که منو میشناسه وبهم اعتماد داشت منم واقعا دوسش دارم)از روش بلند شدم کنارش نشسشتم.وانگشتمو توکسش کردم.خبری ازپرده نبود.(باخودم گفتم حتماقبلا یکی کردتش نامرد.عشقم حیف شد.منم بکنم و ازش جداشم)کیرمو یکم بردم توکسش.فک کنم درد نداشت.هیچی نگفت پس منم کیرمو یهو تاآخر فشار دادم تو کسش.یه دفعه یه صدایی اومد.کیرم خورده بود به پردش!پاره شد!یه آخ کوچولویی گفت واشک ازچشماش زد بیرون.گفتم آروم باش یکم بکنم عادی میشه.هیچی نگفت!بلندشدم کیرم رو درآوردم وخواستم دوباره بکنم که خون اومد ازکسش و خیلی ترسید!رنگش پریده بود وچشش پراشک!گفت:توروخدا نکن دیگه داره خون میاد من میترسم!دلم براش سوخت گفتم:من دوست دارم نمیخوام اذیت شی پس اگه نمیخوای نمیکنم وبیخیالش میشم.زود رفت حموم منم لباسامو پوشیدم واز خونه اومدم بیرون.اومدم خونه شب بهش زنگ زدم وکلی نازشو کشیدو ازش عذر خواهی کردم وآرومش کردم!.ازاون به بعدم فرصت نشده بکنمش.
الانم به خوبی داریم رابطه دوستیمونو ادامه میدیم ومیخواهیم باهم ازدواج کنیم.این بود اولین سکس من.

قبل ازنظر دادن:
*اگه از داستان من خوشتون نیومد ومیخواین فحش بدین!بدین اشکال نداره من ناراحت نمیشم فقط به شرطی که یه ایراد خوب ازداستانم بگیرین و واسه فحشتون دلیل داشته باشین!

*در بعضی ازدوستان مثلا میگن:منم بانظر…موافقم.لطفا اینکارو نکنید.مگه شما آدم نیستید که خودتون نمیتونید نظربدید؟

*بعضی ازدوستان ساده لوح من به بعضی ازاین داشتان ها اعتماد نکنید.همه زن ها که جنده نیستن مثل این داستان ها زود قبول کنن و عین کیر ندیده ها دنبال سکس باشن.من فکر میکنم اصلا اینجوری نیست.هیچ زنی حاضرنیست باکسی به غیراز شوهرش سکس کنه.یه وقت نرین سراغ زن ها ودخترهای فامیلتون وبخواین سکس کنین ومیگن خوشش میاد اصلا این طور نیست.اون زن تاوقتی که قدرت داره مقاومت میکنه ونرم نمیشه پس اینکارو نکنین وبهتره برین دنبال یه سکس سالم باعشقتون!من خودم حتی باچندتا ازدخترا وزن های فامیل که اصلا این حرفارو نداریم سوپر نگاه کردن ولی همشون بعد ازچنددیقه بلند شدن ورفتن وگفتن:این کارا زشته!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s