سکس با مرجانه سکسی

منتشرشده: ژوئن 25, 2011 در Uncategorized

در ابتدا در مورد داستان قبلیم(کلاس IELTS) باید بگم که دوستان ایرادای خنده داری گرفتن که واسم عجیب بود…

اما داستان این دفعمم مربوط به یکی از بهترین دوستام به اسم مرجانه که زن ی آدم معروف بود اما زمانی که با من دوست شد طلاق گرفته بودن.
یه روز از سر شهرک (میدون صنعت) سوار ماشین پونک شدم یه پسری کنارم بود و ی خانومی کنارش پول پسر از دستش افتاد و سعی میکرد ورش داره اما تو همین حین دست پسره خورد به پایه مرجان، مرجان گفت آقا چه کار میکنی گفت ببخشید اما بذار پولمو وردارم که دوباره دستش خورد به پاهای مرجان، مرجانم شاکی شد راننده گفت آقا چه کار می کنی که دیگه بحثشون شد و راننده گفت آق پیاده شو. البته این جا دیگه تو اشرفی و نزدیکه میدون پونک بودیم وقتی رسیدیم میدون من و اون هم پیاده شدیم با هم اومدیم بالای میدون جلو بوستان منتظر تاکسی بودیم که یه نگاهی به من کرد گفت چه بیشهور بود گفتم شاید، یه چشم و ابرویی واسم اومدو سوار شد منم سوار شدم اومدیم شهران خواستم بهش شماره بدم یا ی کوچولو هم که شده باهاش به حرفم اما نشد فرداش رفتم بانک صادرات شعبه شهران پول وردارم (بالای فرهنگسرا معرفت) دیدم یکی داره میاد که خیلی آشناست شماررو پرفت اومد بشینه که منو دید سرمو تکون دادم که یعنی سلام ی لبخندی زد اما جوابمو نداد کار من زود تر تموم شد اومدم بیرون منتظر شدنم تا بیاد و بالاخره اومد رفتم جلو گفتم می تونم چند لحطه ای مزاحم شم سرشو به حالت بی تفاوتی تکون داد گفتم من اشکانم همون که دیروز تو تاکسی با هم بودیم گفت یادمه، گفتم خیلی ازت خوشم اومده خیلی نازیا گفت بسه دیگه بلوف نزن همین جوری به حرفامون ادامه دادیم و یه خورده با هم قدم زدیم تا نزدیکای میدون اول گفت می خوام برم جنت آباد میای گفتم نه باید برم خونه ولی اگه میشه شمارمو داشته باش . چونشو ی جوری کرد که انگار خوب حالا می گیرم ازت و ازم گرفت بعد اون روز هر روز با هم حرف میزدیم و اس ام اس میدادیم حرفای سکسی هم میزدیم مثلا همیشه می گفت من از سکسه وحشیانه بدم میاد و عاشقه make love (معاشقعه) ام و زیاد میونم با اون fuck آخرش خوب نیست اما ما سکسی نداشتیم تا این که یه روز با هم رفتیم میلاد نور تا عینک آفتابی بخره اون جا هر وقت بغل بعه بغل راه میرفتیم پشت بازوم یه تاچ کوچیکی با ممه هاش داشت و همیشه ی لبخندی می زدتا این اومدیم پایین تا جلوی یکی از ورودی های میلاد ذرت مکزیکی بخوریم ذرت رو خریدیم و قدم زنان به سمت پارک فدک (سر ایران زمین) رفتیم اون جا هم کلی با هاش شوخی کرم و حرفهای سکسی زدیم تا این که آخرش بهم گفت دیگه بسه حالم بد شد گفتم نی خوای بریم خونم گفت نه اصلا حرفشم نزن. گفتم ok اما چرا اینقدر گارد گرفتی گفت دوس ندارم بیام پیشت اما اگه موقعیتش بود میگم بیا مطبم (آخه ماما بود) گفتم چه فرقی میکنه گفت من راحت ترم گفتم باشه اما بعد اون روز چند هفته ای گذشت تا بهب گفت می تونی امروز بیای منم از خدا خاسته رفتم مطبیش بالای 4 راهه جنت آباد (جنت آباد شمالی) بود رفتم دیدم حسابی آرایش کرده رژ صورتی موهای درست کرده یه T Shirt نارنجی که مینی ناف بود و یه دامن جین پاش بودوقتی رفتم تو تازه فهمیدم چه تیکه ای این مرجان جونه ما پاهای سکسی و لبایی که دیونم میکرد سوتین هم تنش نبود که این سکسی ترش هم میکردیه شربت واسم آورد ونشست رو پام یه کوچولو از شربنت خوردم و لبامو گذاشتم رو لبش اونقدر شیرین بود که تمتمه وجودم شده بود لذت لباشو میخوردم و گاز کوچولو می گرفتم و بعدش رفتم زیره گلوش و شروع کرم به خوردنه زیره گلوش دیدم داره حال میکنه رفتم سمته گوشاشو زبونمو کردم تو گوشاش و پشت گوششو لیس میزدم و با دندونم پشت گوششو لمس میکردم اومدم رو پشت گردنش موهاشو دادم بالا و ی میک حسابی زدم با این که به سختی پوستش میومد تو دهنم اما جاش موند دوباره اومدم تو لباش و مینی نافشو دراوردم ممه هاش مث توپ بودن تو همون حالتی که ممهاشو می خوردم بلندش کردم سرمو آوردم بالا یه لب دیگه ازش پرفتم و گفتم برگرد ، برگشت گفتم دو تا دستاتو بذار رو مبل طوری که کاملا ایتاده نباشی اونم این کارو کرددامنشو دادم پایین یه شورت مشکی فوقاالعاده سکسی پاش بود از پشت شروع کردم به خوردنش کمرش پهلوهاش و اومدم رو کونش یه گاز کوچولو گرفتم از کون تپل و رفتم پایین پاهایه تپل و نرمشو از پایین تا بالا می خوردم اونم حال میکرد چیزه خاصی نمی گفت اما یه صدایی شبیه اااااااااااااااااوووووووووووومممممممممم ازش بلند میشد بع کلی خوردن گفتم بشین رو مبل نشست شرتشو درآوردم یه کس تپل که صورتی صورتی هم بود خواستم بخورمش که نذاشت گفت خواستم کیرمو بمالم به کسش گفت این جانه بریم تو اتاق معاینه رفتیم اون جا دیدم یه یه چیزی شبیه تخت اونجاست که تخت نیست یعنی شبیه یه تخت نصفه و کم عرضه و دو طرفش دو جایه پا داره تا به حال همچین چیزی ندیده بودم گفتم این مخصوصه سکسه گفت نه واسه معاینه ست وقتی بخوایم cervix رو معاینه کنم زنارو می خ.ابونم این جا و پاهاشونو می ذارن رو این دستها بعدشم خودشم همون جوری که می گفت خوابید خیلی با این تخته حالکرده بودم اولین بار بود همچین چیزیو میدیدم لخت شدمو کاندومو دراوردم که بذارم رو کیرم که دید یه نمه خوابیده گفت واستا یه لحطه بلند شد یه چند ثانیه ای کردش تو دهنش و کیرم به محض ورود سیخ شد کاندومو پداشتمو اونم دوباره خوابید پاهاشم گداشت رو همون دسته ها این جوری دیگه لازم نبود پاهاشو نگه داره وقتی کیرم رفت تو یه ذره خشک بود یه خورده که عقبو جلو کردم بهتر شد شروع کردم به تلمبه زدن نم نم صداش بالاتر می رفت دیگه صدای شالاپ شلوپه کسش دیوونم میکرد اونم هی میگفت بکن بکن اایییییی بکن ااااییییی گفت نیادا سرمو به علامته باشه تکون دادم همین جوری تند و تند میکردم و اون اخ اوخ میکرد تا این که گفت وایسا و خودشم بلند شد یه میز کمی اون طرف تر بود رفت اون جا و ایستاده سینه هاشو گذاشت رو میز طوری که کونشو بده عقب و گفت بیا رفتم چسبیدم بهش و کیرمو تو همون حالت کردم جلوش این position هم عالی بود آخه هم کیرم تو کسش بود هم شکمم می خورد به کونش هی تلنبه هام شدید تر میشد یه 7 یا 8 دقیقه ای کردم تا این که اومد چون کاندوم داشتم بعد اومدن هم یه چند دفعه ای دخول خروج داشتم اما دیگه بریده بودم ولو شدم روشو گفتم مرسی مرجان تو خیلی ماهی گفت اما من ارضا نشدم دفعه بعد بیشتر خودتو نگه دار. بعد اون ما 2 ماهی با هم بودیم تا این که چند وقت پیش رابطمون بهم خورد اما مرجان همیشه یکی از بهترین و سکسی ترین دوستای من خواهد بود

نوشته: اشکان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s